صادق جان ... پريسا جان... هرچه گفتني بود شما گفتيد. من اگر خاموش باشم سنگينترم. مدت چند ماهي كه مادر من بيمار بودند تمام زندگي من تحت اشعاع اين مساله قرار گرفته بود .. پس به صبر شما بايد نازيد و شايد غبطه خورد ... نميدونم و نميخوام بدونم اما شايد خدا اين نعمت بزرگ رو كه ار آدم دريغ ميكنه جاش نعمت صبر رو به آدم ارزوني ميكنه... هميشه پايدار باشيد. اما يك كلمه هم براي پريسا به صورت اختصاصي: ((لطفاً نذار صادق نوشتن رو تموم كنه... من تازه دارم به نوشته هاش عادت مي كنم ... كمكش كن خودشو پيدا كنه .. خستگي مال اين مرد نيست.. اين يه خواهشه كمكش كن .. كمكم كن))